خرید بک لینک
از تو پر میشه جامِ روح و تنمبا تو سر ریز میشم از مستیبی تو خالی ترین پیاله منم بی تو مستی شبیه مستی نیستحس سر درد و خوابِ بی وقتهبوسه هات اومدن بفهموننکه چقدر دوری از لبات سخته مرد بودن کنار تو شیرینمثلِ شیرینیِ عسل خوبهتا تو هستی قوی ترین مردمحال من توی این بغل خوبه بویِ عطر تنت که میپیچهتو هوای نفس کشیدن منزنده میشم دوباره بعد از مرگبه هوای کنار تو بودن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 3:35

من عاشق این شعر های بعد سیگارم

چیزی شبیه خواب در بیداری ام هستی

من با تو میخوابم اگر چه با تو بیدارم

یک دایره دورت کشیدم مثل یک آغوش

دور تو میگردم فقط ، من مثل پرگارم

پرگارم...

با بوسه هایم باغبانی میشود هر روز

روی تن نرم و لطیفت ، عشق میکارم

من آدم خوبی شدم با بودنت ، انگار

هر دم بهشتی میشوم وقتی تو را دارم

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 3:35

مست به کعبه می کشد عاشقِ بی حواس راپر شده در مشام من ، تازه شده است کام منبا تو نفس کشیده ام حال و هوای یاس رادر لب تو شرابِ من ، زلف تو پیچ و تاب من در تو خلاصه کرده ام این همه اقتباس راکشته شدم به دست تو ، زنده شدم به دست تومعجزه است بودنت ، مومنِ حق شناس راتا به ابد نمی رود عشق تو از خیال منآینه یِ تو می دهد معنیِ انعکاس راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 3:35

نگاه ، پرواز ، آغوشپروازم را می سپارم به بالهای توآسمان تو آسمان زیباتری است برای تماشاجزئیات بیشتر درباره نگاه ، پرواز ، آغوشاعتماد، سپارم، نگاه، آغوش، پروازنگاه تو زیبا ترین رنگهای جهان را می بیندبه تو اعتماد دارمنگاهم را می سپارم به چشمهای توبررسی کامل نگاه ، پرواز ، آغوشآغوش تو گرم است و مهربانو صدای نفسهایت موسیقی زندگی من استبه تو اعتماد دارمنکات مهم نگاه ، پرواز ، آغوشآغوشم را می سپارم به آغوش توو نفسم را به نفستبا تو همیشه هوا هست ، پرواز هست ، نگاه هست . . .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 3:35

الهه ی جادویی منزنی ایستاده بر بالای یک بلندیِ ابدیآنقدر بلند که گویی می تواند خورشید را با دستانش بردارد و به گیسوان معطرش بیاویزدجزئیات بیشتر درباره الهه ی جادویی منبالای، بلندی، ایستاده، بلند، تواندبا چشمهایی که تا تهِ دنیا را می بینند و با هر گوشه یِ چشمش می تواند مرا دوباره عاشق کنددر شب و روز زیباست ، مثل آسمانبا لباسی بلند و فاخر که غرقِ ستاره استبررسی کامل الهه ی جادویی منو کمی دور تر که بروی کهکشانی میبینی پر عظمت از قامتشاینک زنی ایستاده بر بالایِ یک بلندیِ ابدیآزاد و رها مثل بادنکات مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 3:35

حتی اگر خدایی وجود داشته باشدنشسته در آسمانو تمام روزگارش را به تماشای ما گذرانده باشدمن تمام آن شکوه و جبروتش رابا بوی خوش گردنت عوض نمیکنمکه هربار گویی روحی دوباره میدمد در من و می آفریندم . . . + نوشته شده در یکشنبه ششم آذر ۱۴۰۱ ساعت 8:18 توسط آتش  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:16

دوست دارم منجمی باشمکه رصد میکند تو را هر شبو دلش غنج میرود از شوقکه چه ماهی در آسمان من استعشق ، آغاز کهکشان من استدوست دارم که مثل ماهی درگوشه یِ تنگ کوچکت باشمدوست دارم که دختری باشیکه من عمری عروسکت باشمدوست دارم که خواب اگر دیدمخواب شیرین خنده ات باشتدل من در هوای صاف دلتاوج گیرد ، پرنده ات باشددوست دارم ببوسمت بانوو لبم روی گردنت باشدهمه جا بوی گردنت باشددوست دارم تو را همیشه خاتونم + نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 9:8 توسط آتش  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:16

روزها میگذرندسالها می آیند با لباسی تازهعمر از کوچه یِ من میگذرددود سیگارم را در باد ، میسپارم به خداوقت آن است که یک شعر ، مرا بنویسددل من را بشکافد به غزلسوز سردی می آید بی برفمن ولی گرم ترین جایِ جهانم امروزآفتابی دارم در قلبمکه ز خورشید شما می آیدهیچی میدانستی ، که تماشای تو قلبم را به تپش وا میدارد؟هیچی میدانستیکه بودنت مثل هوا می ماند ؟ + نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ ساعت 9:0 توسط آتش  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:16

صفحه بندی